تبليغاتX
منتظر

سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز

شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها

کار ما باید انتظار کشیدن باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 22:30  توسط رضا  | 

ای ماه بطحا تا به کی رخساره پنهان می کنی

تا چند از  هجران خود  دلها  پریشان  می کنی

ای یوسف  زهرا  بگو  کی  یاد  کنعان می کنی

ای مهدی صاحب زمان کی رخ نمایان می کنی

رخساره بنما کز غمت بر لب رسیده جان ما

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:13  توسط رضا  | 

من برای همه شما ناشناسم اما زبان حال آن گوسفندی را دارم که به کسی تکیه و اعتماد کرد که عاقبت حق زندگی را از او گرفت.

اشتباه نکنید. من قرار نیست بدست کسی کشته شوم اما کاری که برخی از مدعیان مقدس ماب با ما میکنند از مرگ بد تر است. کاش میمردم و این همه سیه روزی و سیاه کاری را نمی دیدم. سخت است هر روز گرگها را در لباس چوپان ببینی و نتوانی دم برآوری.

شنیدم گوسپندی را بزرگی رهانید از دهان و دست گرگی
شبانگه کارد بر حلقش بمالید روان گوسپند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 23:7  توسط رضا  | 

هر چه بیشتر وارد کار میشوم و با همکاران خارجی و ایرانی بیشتر تماس پیدا میکنم بیشتر به عمق فاجعه پی میبرم و ابعاد بیشتری از خیانت ها برایم آشکار میشود. اما حیف که فعلاْ کاری از دستم ساخته نیست.

چند روز پیش بالاخره درخواست خودم مبنی بر نصب کنتور و محاسبه آب و برق مصرفی خودم طبق تعرفه را ارائه دادم. از خدا بیخبرها چند برابر مصرف من از حقوقم کم میکنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 21:41  توسط رضا  | 

یکی از خوانندگان این وبلاگ در قسمت نظرات اینطور نوشته بود که چرا همه مطالب من در مورد اتفاقات بد است.

حق با ایشان بود ولی امشب میخواهم از یکی از بهترین اتفاقات این روزها بگویم و آن اینکه بر اثر یک اتفاق ساده که واقعاْ کار خدا بود زهره عزیزم دوباره به آغوش گرم پدر بازگشت.امشب او را در آغوش گرفتم و سخت در آغوشم فشردم.

الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 23:36  توسط رضا  | 

بالاخره سوم خرداد هم از راه رسید. بله یکسال گذشت و سالهای آینده هم خواهند گذشت و من همچنان منتظرم. لحظه آخر از این خوشحال بودم که او اظهار خوشحالی میکرد: «این من هستم که باید شیرینی بدهم». ولی آخر او چرا این حرف را زد؟ من که چیزی نگفته بودم. متنی را که نوشته بود خواندم. بغض و کینه را در کلمه به کلمه آن میشد خواند. ولی من امضا کردم. در این چند وقت تا جائیکه از دستم بر می آمد سعی کردم تا رفتار درستی با او داشته باشم.

چه کسی فکر میکرد دو نفر که همیشه سر لقمه آخر غذا اینقدر به هم تعارف میکردند کارشان به اینجا بکشد؟ولی شد.

یاد شبهایی که با یادش تنها بودم

یاد زمزمه های شبانه

گریه های عاشقانه

ختم قرآن در مسجد گوهر شاد مشهد

آخرین شام در اراک

یادش بخیر

امابه هر حال همه چیز تمام شد و همه حرف و حدیثها ماند برای دنیای دیگر.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 3:32  توسط رضا  | 

امروز جلسه ای با مدیر در مورد وضعیت محل کار و تهیه امکانات و مسائل حقوقی داشتیم. جلسه خوبی بود. ولی از این بابت متأسف شدم که با اینکه ایشان مدیر تولید این مجموعه فنی و صنعتی میباشد، اما تقریباً تمام وقتش صرف رسیدگی به مسائل پیش پا افتاده اداری و رفاهی پرسنل میشود. که آنهم اغلب با مشکلات زیادی همراه است و کاری از دستش بر نمی آید چون اختیار دست کس دیگری است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:22  توسط رضا  | 

اصل ۲۹ قانون اساسي:

 

برخورداري از تأمين اجتماعي از نظر بازنشستگي ، بيكاري ، پيري ، از كار افتادگي ، بي

 

سرپرستي ، در راه ماندگي ، حوادث و سوانح ، نياز به خدمات بهداشتي و درماني و

 

مراقبت هاي پزشكي به صورت بيمه و غيره حقي است همگاني . دولت مكلّف است

 

طبق قوانين از محل درآمدهاي عمومي و درآمدهاي حاصل از مشاركت مردم ،

 

خدمات و حمايت هاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تأمين كند.

 

 

آیا واقعاْ حق مسلم ما چیست؟ 

 

   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:44  توسط رضا  | 

برای تبدیل شدن به قدرت هسته ای در سطح جهان باید هزینه های آن را پرداخت.

زمانی بود که هزینه این کار صرف هزینه های مادی و نیروی انسانی بعلاوه اندکی همت از سوی مسئولین مملکتی بود. اما به هر صورت همه آن فرصتها از دست رفت. سال 1357 درست زمانی که نیروگاه اتمی بوشهر مراحل پایانی ساخت را می گذراند، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و آلمانها با پشت کردن به تعهدات خود به بهانه های مختلف کار را تعطیل و از ایران خارج شدند. از آن پس مسئله انرژی هسته ای در ایران با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است.پس از قرارداد با کشور روسیه برای تکمیل پروژه نیروگاه اتمی بوشهر و شروع فعالیتهای سازمان انرژی اتمی برای بدست آوردن تکنولوژی فرآوری و غنی سازی اورانیم و ساخت میله های سوخت از یکطرف و تولید آب سنگین و طراحی رآکتور تحقیقاتی IR40 از طرف دیگر، موج فشارها و تحریمها از گوشه و کنار دنیا علیه ایران به راه افتاد.

قدرتهای بزرگ بین المللی نمی خواستند ایرن اسلامی به تکنولوژی هسته ای دست پیدا کندو از این راه به قدرتی منطقه ای تبدیل شده و مزاحمتی برای آنان فراهم کند. البته مسئولین ایران بارها و بارها اعلام کردند که هرگز در صدد تولید سلاحهای هسته ای نیستند و این مسئله در دکترین دفاعی کشور بکلی مطرود است. ولی نظام سلطه جهانی هرگز حاضر نشد قبول کند که ایران دارای تکنولوژی هسته ای شود و آنرا تهدیدی برای منطقه و جهان عنوان می کرد.

این فشارها موجب شد تا در زمان دولت آقای خاتمی، به مدت دو سال تأسیسات هسته ای نطنز و اصفهان فعالیت خود را به حالت تعلیق در آورند. اما پس از این مدت و اصرار طرفهای اروپایی و آمریکایی بر توقف کامل غنی سازی، این مراکز مجدداً بازگشایی شدند و در سال 1385 اولین زنجیره از دستگاههای سانتریفوژ در تأسیسات هسته ای نطنز کار غنی سازی را در مقیاس آزمایشگاهی شروع کردند.

به دنبال اصرار ایران بر ادامه غنی سازی و تولید سوخت هسته ای، فشارها، تهدیدها و تحریمها بر ضد ایران شدت گرفت و هر از چند گاهی قطعنامه جدیدی از تصویب شورای امنیت میگذشت و تحریم جدیدی علیه ایران وضع میشد.

تحریمها اثر وضعی خود را بر اقتصاد ایران اعمال می کنند و اجناس روز بروز با افزایش قیمت روبرو می شوند. افزایش قیمت مسکن که در سال گذشته روی داد نیز فشار اقتصادی بر مردم را صد چندان کرده است.

اقتصاد ایران شرایط خوبی را پشت سر نمی گذارد و تورم آثار کمرشکن خود را بر معیشت مردم تحمیل کرده است و این تنها بخشی از هزینه هایی است که برای هسته ای شدن باید پرداخت کرد.

بخش دیگر، هزینه های هنگفت و سرسام آوری است که صرف تأسیسات هسته ای موجود علی الخصوص نیروگاه اتمی بوشهر شده و می شود. با وجود اینکه راه اندازی پروژه بوشهر بارها به تعویق افتاده است، روسها هر از چند گاه آه و ناله سر میدهند که ایران مطالبات آنها را بموقع پرداخت نمی کند و علت تأخیر پروژه همین مسایل مالی است. گویا روسیه با پی بردن به شرایط نا مطلوب ایران در عرصه جهانی، کیسه گشادی برای خود در پروژه بوشهر دوخته است و هر بار با بهانه های مختلف آن را از سرمایه های ملت ایران پر می کند.

به هر حال تحمل فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها و هزینه های مالی ناشی از ابعاد مختلف این مسئله، بر دوش آحاد مردم ایران سنگینی می کند همه به نوبه خود بهای آنرا پرداخت می کنند اما این بها برای برخی از مردم به قیمت از دست رفتن بخش قابل توجهی از  امکانات اولیه معیشتی  تمام میشود و در مقابل برای برخی دیگر، فقط زحمت بالا بردن قیمتها را بهمراه دارد و میان این دو طیف ، هزاران وضعیت مختلف وجود دارد که به تعداد خانوارهای ایرانی قابل تقسیم است.

آری هزینه هسته ای شدن را باید پرداخت اما این افتخار بیشتر مدیون آن طبقه ای از جامعه است که زیر فشار های مستقیم و غیر مستقیم این هزینه ها کمر خم کرده اند و هر از چند گاهی صدای شکستن یکی از آنها سکوت سنگین فضای جامعه را در هم میشکند.

چندی پیش رئیس سازمان انرژی اتمی در مصاحبه با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ضمن بیان تلاشهای بی وقفه خود و همکارانش در به ثمر رساندن غنی سازی اورانیم و راه اندازی دستگاههای سانتریفوژ ، عنوان کرد که دستیابی به تکنولوژی هسته ای مدیون هیچ فرد یا گروهی نیست و دانشمندان جوان ایرانی با سعی و تلاش شبانه روزی خود به آن دست پیدا کرده اند. این جمله متأسفانه حاکی از کوته بینی و ساده اندیشی و نیز غرور بیجای این شخص مسئول است و الا اگر با چشم و گوش باز به جامعه می نگریست شاید می توانست چهره های سرخ ولی سیلی خورده و ناله های لرزان قشری که موسوم به دهک پایین جامعه هستند را ببیند و بشنود و آنگاه باید دید باز هم همین قضاوت را خواهد داشت یا نه؟

البته سعی و تلاش دانشمندان هسته ای کشورمان قابل تقدیر است ولی ایشان باید بدانند که تکنولوژی هسته ای مدیون همه کسانی است که در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با مشکلات به وجود آمده در این نبرد هسته ای ، زندگی خود را باختند یا دچار زیان های غیر قابل جبران مادی و معنوی گردیدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:23  توسط رضا  | 

کاش میدانستم شهید همت ها و شهید باکریها و هزاران شهید مخلص ولی گمنام دیگر درباره اعمال و رفتار بعضی ازهمرزمان قدیم خود چگونه نظر میکنند.

شهدا و امام شهدا رفتند و این روز ها را ندیدند که چگونه برخی از بازماندگان جنگ نام سپاه را لکه دار میکنند و چون بر مسند قدرت مینشینند پا بر روی خون همرزمان خود میگذارند و عدالت را فدای مصلحت خود بافته میکنند. براستی که هیچ مصلحتی بالاتر از عدالت نیست که بخاطر آن محاسن امام عارفان به خون سرش آغشته شد و اکنون بازیچه دست مشتی معاویه صفت شده است.

از مردمیکه برای پول بیشتر از انسان ارزش قائلند بیزارم.

و از بخت بد من اینچنین کسانی در نظام اداری ما بیشتر رشد میکنند.

کسانی که از اسلام بویی نبرده اند به نام دین عزت و شرافت انسان را پایمال میکنند و هر صدایی را در نطفه خفه میکنند.ای ننگ و لعنت ابدی بز چنین انسانهایی.

 

خدایا بیصبرانه منتظر ظهور آخرین باقیمانده از صالحانی هستیم

که براستی یار مظلوم و خصم ظالم بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:27  توسط رضا  |